وقتی قرعهکشی جام جهانی انجام شد و نام ایران در کنار بلژیک، مصر و نیوزیلند قرار گرفت، اولین واکنش بسیاری از هواداران نگرانی بود؛ اما واقعیت این است که فوتبال امروز با برداشتهای سطحی از «قدرت روی کاغذ» تعیین نمیشود. آنچه شانس صعود را بالا یا پایین میبرد، تطابق سبکها، رفتار تیمها در فازهای انتقال، ساختار دفاعی هنگام حمله و حتی نحوه مدیریت لحظات کوچک فوتبال است؛ لحظاتی که معمولاً مسیر یک تورنمنت را عوض میکند.
تیم ملی ایران در سالهای اخیر نشان داده که هر بار مقابل تیمهایی قرار میگیرد که فوتبالشان بر پایه مالکیت و پیشروی با فولبکهای تهاجمی است، توانسته با اتکا به انتقالهای سریع و استفاده از فضای پشت خطوط دفاعی، شرایط بازی را به نفع خودش برگرداند. این یک تصادف نیست، بلکه نتیجه هویت تاکتیکی تیم است؛ هویتی که در برابر تیمهایی مانند بلژیک و مصر، بیش از همیشه معنا پیدا میکند.
بلژیک در این گروه عنوان سنگینتری دارد، اما تیمی است که ساختارش در برابر تیمهایی که با سرعت بین خطوط حرکت میکنند، آسیبپذیر بوده. پرس فاز دو بلژیکیها—یعنی فشاری که از خطوط میانی آغاز میشود—معمولاً فاصلهای بین مدافعان وسط و فولبکها ایجاد میکند؛ فاصلهای که اگر صاحب توپ حریف بتواند با دو پاس از آن عبور کند، ناگهان دفاع بلژیک مجبور به عقبنشینی در فضایی بزرگ میشود. این همان جایی است که ایران به شکل طبیعی در آن خطرناک است: پاس اول از هافبک دفاعی، پاس دوم به عمق پشت مدافعان و حرکت سرعتی مهاجمان. بلژیک تیمی قوی و کامل است اما بر خلاف نسل قبلیاش، سرعت ریکاوری دفاعی ندارد و این موضوع در جام جهانی میتواند به نقطهضعف آشکاری تبدیل شود. ایران اگر ابتدای بازی را با تمرکز کامل طی کند و اجازه ندهد بلژیک با گل زودهنگام ریتمش را پیدا کند، شانس امتیاز گرفتن از این بازی چیزی دور از ذهن نیست.
اما بازی با مصر، بیش از آنکه یک چالش فنی باشد، یک دوئل تاکتیکی در میانه میدان است. مصر تیمی است که از لحاظ بدنی و درگیری فیزیکی جزو سختترین تیمهای آفریقا محسوب میشود و همیشه تلاش میکند با پرسهای تکهتکه در مناطق مختلف، جریان بازی را بشکند. اما مشکلی که مصر با آن مواجه است فاصله گاهوبیگاه بین هافبکهایش پس از توپگیری است؛ یعنی همان لحظهای که توپ به دست میآورند اما هنوز سازمان دفاعیشان نظم نگرفته. این لحظههای انتقالی، دقیقاً حوزه تخصصی ایران است و اگر تیم ملی بتواند روی توپهای بازگشتی و اشتباهات ابتدایی مصر فشار بیاورد، چند موقعیت خطرناک ایجاد خواهد شد. در فوتبال مصر سرعت تصمیمگیری هافبکها همیشه پاشنهآشیل بوده و تیمهایی که این ضعف را فهمیدهاند معمولاً مصر را در همان نقطه مجازات کردهاند.
نیوزیلند سادهترین حریف گروه به نظر میرسد، اما تیمهایی از این جنس معمولاً دردسرهای خاص خود را ایجاد میکنند. آنها فوتبال مستقیم بازی میکنند؛ یعنی با سه پاس، توپ را به نزدیک محوطه جریمه میرسانند و روی توپهای دوم و سوم حساب ویژهای باز میکنند. اگر تیم مقابل نتواند این توپها را جمع کند، بازی کاملاً از الگوی تاکتیکی جدا میشود و در اختیار تصادف و برخورد قرار میگیرد. ایران در مقابل تیمهایی که بازی مستقیم انجام میدهند باید از همان ابتدا ریتم حملات را بشکند؛ نه با مالکیت بیهدف، بلکه با پرس مقطعی و جلوگیری از ارسالهای بلند. نیوزیلند قابلیت حفظ فشار مستمر ندارد، بنابراین اگر ایران در همان ۳۰ دقیقه اول بازی جریان مسابقه را خوانده باشد، کنترل بازی به سادگی به دستش میافتد. با این حال، یک اشتباه در پوشش نیمفضا یا یک ارسال بیموقع میتواند بازی را پیچیده کند؛ این همان چیزی است که باید از آن پرهیز کرد.
مجموعه این تطابقهای تاکتیکی نشان میدهد مسیر صعود ایران بر خلاف تصور اولیه، نه تنها بسته نیست، بلکه قابل مدیریت است. تیم ملی اگر بتواند ساختار دفاعیاش را در برابر حملات بلژیک حفظ کند و در انتقال سریع مصر را غافلگیر کند، عملاً با گرفتن شش امتیاز از دو بازی دوم و سوم کار صعود را تا حد زیادی روشن میکند. اما حتی سناریوی پنج امتیازی—مساوی با بلژیک، مساوی یا برد مصر و برد نیوزیلند—نیز شانس بسیار بالایی برای صعود فراهم میکند، خصوصاً در گروهی که از نظر کیفیت تیمها اختلافهای نسبتاً واضحی وجود دارد و نتایج مستقیم بین رقبا، جدول را سریع دستخوش تغییر میکند.
اینکه ایران بین ۶۰ تا ۶۸ درصد شانس صعود داشته باشد، نه یک پیشبینی احساسی بلکه برآمده از همین بررسی تطابقهاست: سرعت انتقال ایران درست در نقطه ضعف بلژیک قرار میگیرد، ساختار مصر با سبک ضدحملهای ایران مشکل دارد و نیوزیلند با وجود فیزیک مناسب، از نظر تاکتیکی فاصلهای محسوس با آسیا و اروپا دارد. اگر تیم ملی بتواند اولین بازی را با تمرکز و بدون اشتباهات فردی پشت سر بگذارد، آنچه باقی میماند دو بازی است که از نظر سبک و مسیر حمله، به شکل طبیعی با فوتبال ایران همخوانی دارد.
در نهایت، صعود ایران در این گروه وابسته به یک اصل بنیادی است: مدیریت لحظه. لحظه گل نخوردن مقابل بلژیک، لحظه زدن ضربهٔ کاری به مصر و لحظهای که مقابل نیوزیلند نباید بازی را به درگیری هوایی بیپایان تبدیل کرد. اگر تیم ملی این لحظات را مدیریت کند، این گروه یک مانع بزرگ نیست؛ یک مسیر قابل عبور است. همانقدر جدی، همانقدر واقعی.
تحریریه ورزش فصلخبر
















